تبليغاتX
پارازیت+مهدی محمدی
طنز اجتماعی سیاسی کاریکلماتور-فیلتر شکن- لینکهای مهم خبری وتحقیقاتی

مهدی محمدی

 

۱- پول پرست سفارش کفن جیب دار داد.

 

۲-فیل گفت: گناه خود مورچه بود که گفت برو کنار بذار باد بیاد.

 

۳-واقعا که در بیابان لنگه کفش هم غنیمت است، چون با ان محکم زد تو سر گرگ

 

۴-خرش از پل نمی گذشت، سوار تله کابینش کرد.

 

۵-هر وقت مهمون در خونشون رو میزد زنگ درس تبود تا اینکه یکبار شانس در خونشون رو زد..

 

.۶-خمیازه که کشید، پزشک رهگذر گفت: 123هزار تومان پول ترمیم دندانهایتان میشود.

 

۷-هم خدا را میخواست، هم خرما را ، هم التماس دعا برای راحت شدن از مرض قند.

 

۸- گفت: زنم را کشتم تا یک روح باشیم در دو بدن.

 

۹-با اینکه کوچکتر بود ولی چند پیراهن بیشتر پاره کرده بوددر کارخانه میخسازی کار میکرد.

۱۰-بقال گفت: چه هیزم تری به شما فروخته ام

 

گفتند:هیچی ، فقط داخل شیرها خیلی آب میریزی.

 

۱۱-هرکه نان از عمل خویش خورد، توی صف نانوایی معطل نمیشود

 

۱۲-دیروز که حکم قاضی تغییر کرد قبولدار شدم که بیگناه پای چوبه دار میرود ولی بالای دار نمی رود، تیربارانش کردند.

 

۱۳- به اژدهای دوسر گفتند: چرا اینجوری هستی؟گفت: اخه سر به سر م گذاشتند.

 

۱۴-خوشه های بمب هم مثل خوشه های گندم، آدم را از غذا خوردن بینیاز میکند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 10:14  توسط مهدی محمدی  | 

ديروز سه شنيه 20 خردادگراني در تيتر رسانه ها :

 آفرینش: درباره گرانی ها جوسازی می کنند

اعتماد:رئیس جمهور و وزیر اقتصاد و دارایی مواضع اقتصادی دولت را بیان کردند: مقابله با افزایش قیمت ها
احمدی نژاد: به دلیل اشتباه یک فرد، قیمت لبنیات افزایش پیدا کرد اما دولت دستور کاهش قیمت را صادر کرد
اعتماد ملی:اعتراض احمدی نژاد به منتقدان گرانی ها 
اسرار:خوشحالی؛ بزرگ نمایی و جوسازی سیاسی به خاطر گرانی
 ابتکار: درباره گرانی ها جوسازی می کنند
 جام جم:عزم دولت برای اجرای خصوصی سازی و مقابله با گرانی
جوان:هشدار رئیس جمهور به عوامل دخیل در گرانی ها: دولت در برابر افزایش قیمت مسکن می ایستد
 جهان صنعت :رئیس جمهوری پرده گرانی ها را کنار زد
 حیات نو: توضیح رئیس جمهور درباره گرانی ها: بزرگ نمایی و جوسازی سیاسی می کنند
 
 دنیای اقتصاد:سخنان مهم احمدی نژاد در نشست مشترک کابینه و استانداران: قیمت ها باید به گذشته برگردد
سرمایه: اعلام پشت پرده گرانی های اخیر توسط احمدی نژاد
 شرق: وزیر اقتصاد به منتقدان پاسخ داد: گرانی نداریم
انتقاد رئیس جمهوری از بزرگنمایی گرانی ها
 
همبستگی: گرانی ها از نگاه رئیس جمهور

قدس: بليط سينما يواشكي گران شد.

كارسناسان اقتصادي وبلاگ ما هم با توجه به توجه همه به گراني پيشنهاداتي را ارايه فرمودند. بشتابيد كه  غفلت موجب پشيماني است.

 

راههاي جلوگيري از گراني:

1-     اسم هواپيماهاي سي 130 خودمان را قيمت بگذاريم تا مطمين باشيم هر سال حداقل يكبار سقوط ميكند ومردم از سقوط قيمتها خوشحال شوند.

2-     از كساني كه گران مي فروشند خريد نكنيم.(خواننده تيز: يعني از هيچ جا خريد نكنيم)

3-     يك قانون تصويب كنيم كه هر كسي سبب گراني هاي بي مورد شود خيلي ..... است.

4-     يك عالمه اتيكت قيمت ارزان تهيه شود و آنها را به زور روي  اجناس فروشنده ها نصب كنيم. اگر فروشنده اي بيشتر از آن فروخت يك عالمه اتيكت كه رو ي ان نوشته شده است صد در صد تخفيف روي همه كالاهايش بچسبانيم.

5-     عوامل گراني را جريمه كنيم كه بازيهاي تيم ملي را دوباره نگاه كنند.

6-     اجناس را يكمرتبه دو برابر گران كنيم تا يك مدتي هيچي گرانتر نميشود.

7-     (روش گران _گران):كاري كنيم كه گراني براي گران كننده گران تمام شود.

8-     روش فيلمنامه سيا ساكتي: يك تيزر تبليغاتي درست شود كه  سيا ساكتي از كلاه ايمني استفاده نمي كند و بعدا تصادف مي كند به بيمارستان برده مي شود-انجا هم هيچكس برايش كامپوت و ابميوه و گل نمي آوردچون گران است-سيا ساكتي كه خودش مغازه دارد  وقتي مرخص شد اجناسش را ارزان مي كند و كلاه ايمني  هم سرش ميكند.

9-     روش استفاده شده(پاك كردن صورت مساله): مسولان همچنان  بگويند كي گفته  گراني وجود دارد؟   وقتي همه مسولان اين حرف را زدند گراني دچار بي هويتي ميشود و فكر ميكند وجود ندارد براي همين گراني نداريم .(عيب:در اين روش البته قيمتها بالا مي رود ولي گراني وجود ندارد.)

روش اساسي : نظرات كارشناسان محترم وبلاگ را عملي نكنيم.                                                                                                                                                                        
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 16:23  توسط مهدی محمدی  | 


٭ مهدي محمدي


آنتن Anten) ):محل نشستن كلاغها، گنجشكها، كبوترها و گربه ها و ...
- چي؟ گربه! آهاي گربه چه جوري رفتي اون بالا، بيا پايين؟!


تلويزيون Television) ):جعبه اي كه صفحه دارد ولي نمي توان صفحه آن را ورق زد. جعبه اي كه در آن امواج تلويزيوني تبديل به آدم، حرف و چيزهاي ديگر مي شود. معمولاً خاموش كردن آن لذت بيشتري از روشن كردن آن دارد.


اخبار Akhbar) ):برنامه اي كه در ابتداي آن، صداي دينگ دينگ در مي آيد و معمولاً البرادعي را نشان مي دهد. برنامه اي كه هوا را پيش بيني مي كند ولي چون هوا اخبار گوش نمي كند، يك جور ديگر مي شود.


سريال Serial) ):برنامه اي كه ارزش آن بيشتر از سه ريال است، مثلاً 4 ريال). در نوع ايراني آن بازيگران، عوامل پشت صحنه، جلو صحنه و وسط صحنه و كساني كه از مقابل صدا و سيما رد مي شوند، با هم ازدواج مي كنند. در اين نوع برنامه، آدم بدها، خوب مي شوند و بي پولها پولدار مي شوند.
پيامهاي بازرگاني Payam- Bazargani) ):سه تا صد تومان به لهجه صدا و سيما، در آن چيزهايي را نشان مي دهند تا ما يادمان بيايد خيلي كم پول هستيم.

 
شبكه 2 ---------Shabake 2) ):شبكه اي كه در آن همه ايستاده اند، ولي اسم آن شبكه دو است.


شبكه 3 ----------Shabake 3) ):شبكه اي كه در گوشه چپ بالاي آن سه عدد نان بربري قرمز آويزان شده است و يكي از اين نان بربري ها از بقيه درازتر است. شبكه اي كه نصف دوربين هاي آن داخل زمين چمن فوتبال است.


شبكه 4 ----------Shabake 4) ):شبكه اي كه در آن حيوانات مي دوند، دنبال هم مي كنند و يكديگر را قورت مي دهند.


عمو پورنگ Amu- Porang) ):نوعي مجري كه بالا و پايين مي پرد، هفتاد جور لباس دارد و از بچه ها مي خواهد سه بار بگويند: قوري گل قرمزي.


سانسور Sansor) :

 90دقيقه= 60 دقيقه، عملي كه ... را، آقاي سردبير چرا بقيه اش را سانسور كرديد؟


برفك Barfak) ): برنامه اي كه كارگردان، بازيگر و ... و از همه مهمتر هزينه ندارد ولي گاه به برنامه هايي كه همه اينها را دارد ترجيح داده مي شود.


ماهواره Mahvare) ): آنتن مجرم، نوعي بشقاب كه در آن غذا سرو نمي شود ولي به خاطر آن حكم قضايي صادر مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 11:31  توسط مهدی محمدی  | 

مهدی محمدی

 

آنان که غنی ترند، از سانتریفیوژهای پیشرفته تری استفاده کرده اند.

 

توکه لالایی بلدی، چرا رییس جمهور نمیشی.

 

اب در کوزه بود و ما تشنه لب می گشتیم، اخه مدرکمون رو لب کوزه گذاشته بودیم آبها دیده نمی شد.

 

به روباه گفتند کو شاهدت؟ گفت: توی دوربین مدار بسته همه چیز ضبط شده.

 

پیش قاضی و معلق بازی- قاضی هم گفت عجب ژیمناستیک کار ماهری.

 

توی دعوا حلوا پخش نمیکنن ولی بعدش ممکنه.(اگه دعوا منجر به مرگ بشه)

 

چوب معلم گله، حداقل از گل کاکتوس که بهتره.

 

رقاص نمی تونست برقصه، میگفت نیرو انتظامی گیر میده.

 

یه دست صدا نداره مگه اینکه بشکن بزنی.

 

یک کلاغ چهل کلاغ شد. باز بگید برنامه تنظیم خانواده بده...

 

من میگم نره شما میگید بره.

 

هر که طاووس خواهد، باید به باغ وحش برودو بلیت بخرد.

 

نه سیخ سوخت نه کباب فقط پولی که دادیم کباب خوردیم سوخت.

 

یکی رو تو ده راه نمی دادن، رفت بلیط خرید.

 

نه ته پیازه، نه سر پیاز، پلاستیک پیازه.

 

ماهی رو هر وقت از اب بگیری، حفاظت محیط زیست جریمه ات میکنه.

 

لقمان حکیم را گفتند : ادب از که آموختی؟ گفت: از الیور کان وقتی ینس لمن رو دلداری میداد.

 

لیلی رو از چشم مجنون باید دید، اگه نشد از توی وبکم.

 

گرصبر کنی زغوره حلوا سازیم، ولی تا اون وقت برو دو تا بیسکوییت مادر بخر و بیار.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 10:18  توسط مهدی محمدی  | 

 

 

(ایسنا 11تیر)

رييس سازمان گسترش و نوسازی صنایع:‌
ايران‌خودرو تا 2سال ديگر دوازدهمين خودروساز برتر جهان مي‌شود

سوال اساسی: در چه صورتی این امکان وجود دارد؟

 

1_ در صورتی که ریس سازمان گسترش سرحال باشد و بخواهد با مردم شوخی کند.

 

2_در صورتی که در دوسال آینده همه کارخانه های خودروسازی دوازده عدد باشند.

 

3_در صورتی که در دو سال آینده تما م جهانیان مثل برره ای ها از افعال معکوس استفاده کنند و به بدتر بگویند برتر

 

4_در صورتی که یک شرکت خودرو سازی در خارج از کشور اسم خودش را به ایران خودرو تغییر دهد.

 

5_ در صورتی که تا دو سال آینده دوباره پیکان تولید شود.

 

6_ در صورتی که ریاضیدانها کشف کنند که اشتباه کرده اند و در شمارش اعداد پس از عدد 493 عدد 12 می آید.

 

7- درصورتی که اسم خاورمیانه را به جهان تغییر دهند.

 

نکته ای که فراموش شد: مشت نمونه خروار است.

نکته ای که فراموش نمی شود: پیکان بالای 6 سال عمر را کسی نمی خرد.

نکته ضرب المثل وار: سنگ بزرگ نشانه زدن یا نزدن نیست، نشانه شرکت خودروسازی است.

 

ادامه سخن رییس سازمان: نمي‌توان به‌بهانه كم بودن ظرفيت جاده‌ها توليد خودرو را كاهش داد.

 

سوال اساسی دوم: چرا کم بودن ظرفیت جاده ها بهانه خوبی نیست تا ظرفیت تولید خودرو کم شود:

 

 

 چون اگر طرح زوج وفرد کردن خودروها جواب ندهد میتوان از از طرح زیردر ده سال آخر استفاده کرد:

 

روز اول سال: طرح تردد خودروهای با رقم یک در سمت راست و رنگ نارنجی در روز اول سال

.....

 

روز آخر سال :طرح تردد خودروهای با رقم نه در سمت راست پلاک و رنگ بنفش در روز آخر سال

 

نتیجه گیری: شرمنده! با این خودروها یه هیچ نتیجه ای نمی رسیم.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 11:35  توسط مهدی محمدی  | 

ترین ها

۱- سرشناس ترين آدم: آرايشگر
2- اصلاح طلب ترين آدم: مشتري آرايشگاه
3- دوروترين موجود: نواركاست
4- بي ميوه ترين باغ: باغ وحش
5- عالي ترين موجود: توپ
6- تو دل بروترين موجود: نيزه
7- مستعدترين موجود براي گاوشدن: گوساله
8- گيج ترين موجود: پنكه (آخه همه اش دور خودش مي چرخد)
9- دروغگوترين موجود: فيل (دماغش را ببينيد!)
10- پيشرفته ترين سفينه: قرص اكستازي
11- شاكي ترين موجود: ني
12- تيزترين آدم: فلفلي
13- گردترين آدم: قلقلي
14- ورزشكارترين حيوان: گورخر (آخه لباس ورزشي مي پوشه!)
15- ورزشكارترين عدد: دو
16- بد شانس ترين عدد: سيزده
17- كمياب ترين آدم: نادر
مهدي محمدي

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 10:39  توسط مهدی محمدی  | 

صبحانه پشت ميز ناهار خوري

كنكور آزمايشي - فرمايشي
رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس: هدف اين است كه بحث حذف كنكور قانونمند شود و در آزمونها از فشار روحي رواني دانشجويان كاسته گردد.

 با توجه به مطلب فوق و با توجه به اينكه تا پيش از اين در كنكورها كيفيت مهم بود نه كميت ولي حالا برعكس، سؤالهاي كنكوري زير را تقديم مي كند:
1) جاهاي خالي اين شعر را پر كنيد:
... مرد... نميرد هرگز... مرده آن است كه ...
الف) سعديا - نكونام - نامش به نكويي نبرند
ب) شكسپيرا - نيكبخت واحدي - دستش بزني جم نخورد
ج) حافظا - علي كريمي - پزشك قانوني مرگش را تأييد كرده باشد
د) خياما - زنده - زنده ها برايش گريه كنند


2) ادامه شعر "گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآيد" چيست و اين شعر از كدام شاعر شيرازي است؟
الف) حسني نگو يه دسته گل - صائب تبريزي
ب) رفتم به باغي ديدم كلاغي - عطار نيشابوري
ج) قطار قطار ويومد - بگوري برره اي
د) گفتم كه ماه من شو گفتا اگر برآيد - حافظ شيرازي

 
3) ادامه اين شعر چيست: يك توپ دارم ...
الف) قلقلي يه ب) مال قليه ج) مكعب مستطيل مي باشد
د) ذوزنقه اي است


4) روز اول فروردين چه نام دارد؟
الف) 15 فروردين ب) 14 ماه مه
ج) نوشب د) نوروز


5) امواجي كه راديو براساس آن كار مي كند، چه نام دارند؟
الف) امواج دريايي ب) جزر و مد ج) امواج تلويزيوني
د) امواج راديويي


6) اگر يك سيب را در فضا رها كنيم، چه اتفاقي مي افتد؟
الف) تبديل به شلغم مي شود ب) به شدت منفجر مي شود
ج) حجم آن 3 برابر مي شود د) به طرف پايين سقوط مي كند


7) اگر مجاري تنفسي كاملاً بسته شود، چه اتفاقي مي افتد؟
الف) سرطان ريه مي گيريم ب) ويروس HIV وارد بدن مي شود
ج) اتفاقي نمي افتد د) حتماً فوت مي شويم


8) نام ميوه اي كه به سر نيوتن خورد و باعث شد وي جاذبه زمين را كشف كند، چه نام داشت؟
الف) هندوانه ب) چغندرقند ج) تربچه د) سيب
9) پايتخت آمريكا كجاست؟
الف) جزاير لانگرهانس ب) هولوكاست ج) كابل د) واشنگتن

 
10) ماهي در كجا زندگي مي كند؟
الف) فضا ب) به طور مشترك در خشكي و هوا
ج) داخل قفس د) آب


11) اگر تعدادي قند را در آب حل كنيم، چه اتفاقي مي افتد؟
الف) آب شور مي شود ب) آب بلافاصله يخ مي بندد
ج) گزينه بعدي درست است د) آب شيرين مي شود


12) انسان از طريق كدام عضو خود نفس مي كشد؟
الف) شست پا ب) سوراخ گوش ج) معده د) دماغ


13)it is my hand يعني چه؟
الف) صبح بخير آقاي جونز ب)اينجا هندوستان سرزمين و ميهن من است
ج) من توپ را هند كردم د) اين دست من است


14) براي به دست آوردن حاصل جمع دو عدد چه بايد كرد؟
الف) آنها را بر 14/3 تقسيم مي كنيم ب) از آنها راديكال مي گيريم
ج) حاصل ضرب آنها را به دست مي آوريم د) آنها را با هم جمع كنيم


+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 9:51  توسط مهدی محمدی  | 

شهرداري، حقوق شهروندي را آموزش مي دهد.(جرايد)
٭ شهرداري(shahrdari ):نام يك سازمان اداري كه شهروندان و ارباب رجوعان در آنجا متوجه مي شوند وقت نه تنها طلا نيست، بلكه يك حلب پاره كهنه هم نيست. نام سازماني كه اگر از كاركنانش بپرسيد دستشويي كجاست؟ مي گويند: برو فردا بيا! ولي اگر بگوييد: براي پرداخت عوارض آمده ام. مي گويند چرا ديروز نيامدي؟!
٭ شوراي شهر(shorraye- shahr ):جايي براي حرف زدن و صرف ميوه وچاي و بيسكويت.
٭ عوارض شهرداري (Avareze- shahrdari ):پولي كه در ازاي خدمات نامرئي گرفته مي شود. پولي كه تمايلي به دادن آن نيست، ولي شهرداري به شدت مايل به گرفتن آن است. شهريه دانشگاه آزاد براي غير دانشجوها نوعي عوارض قبلي كه سبب عوارض قلبي مي شود.
٭ شهر مشهد( mashhad- city ):شهري كه در هنگام شلوغي و آلودگي تبديل به تهران هنگام بارندگي تبديل به ونيز و هنگام شروع پروژه تبديل به كابل مي شود.
٭كاغذ بازي (Kagaz Game ):بازي دانش آموزان با كاغذ و ساختن موشك و قايق كاغذي از دفتر مشق. نوع پيشرفته تر آن توسط كارمندان شهرداري در زمان مراجعه ارباب رجوع اتفاق مي افتد . بروكراسي- وجه تسميه آن اين است كه ارباب رجوعي كه در شهرداري از اين اتاق به آن اتاق فرستاده مي شد آخر سر عصباني شد و گفت: يك دفعه بگو بروكراسي ديگه. كه از آن زمان نام "بروكراسي" اختراع شد.
٭ زمان اتمام پروژه(Etmame Pruzhe Time ):زمان روييدن گل يك گياه به نام ني. زماني كه نيامده و اصلاً قرار هم نيست بيايد.
٭ پروانه ساخت(Parvane- Sakht ):نوعي پروانه كه نمي تواند پرواز كند، ولي وقتي گرفته مي شود گيرنده از خوشحالي پرواز مي كند. نوعي پروانه كه خودش پر نمي زند، ولي براي گرفتن آن بايد پرپر زد.
٭ پليس ساختمان(Police- Sakhteman ):پليسي كه ساختمانهاي بد را دستگير كند، ولي آنها را به زندان نمي برد.
داستان مرتبط:
ساختمان اولي: بدو بدو پليس ساختمان اومد...
ساختمان دومي: نادون مگه نمي بيني پام تو زمين چسبيده.
٭ كلان شهر(Kalan- Shahr ):نوعي آبادي بزرگ كه آباد نيست و رنگ آسمانش با بقيه جاها متفاوت و مشكي مي باشد.
مهدي محمدي

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 16:6  توسط مهدی محمدی  | 

٭ مهدي محمدي
1- حق داشتند صندلي هاي اتوبوس را پاره كنند، چرا راننده بليت آنها را پاره مي كرد؟


2- جوجه انتخاب رشته كرد كه مرغ گوشتي بشود يا مرغ تخمي.


3- حيوانات از خروس خواستند تا صبح آنها را از خواب بيدار كند. مرغ مخالفت كرد.


4- آب در آسياب دشمن ريخت، آسياب دشمن برقي بود و سوخت.


5- طبع شاعر روان شد و شعرش را آبكي كرد.


6- داور گل مردي را كه شكمش در افسايد بود، پذيرفت و دخترش را به او داد.


7- مديريت تاكسي تلفني، نام آژانس را اتمي گذاشت تا تبليغ آن جهاني شود.


8- از كارخانه بازنشسته شد، با زنش نشست و كار خانه را شروع كرد.


9- روحش خواست به آسمان پرواز كند، آسمان شهر آلوده بود، منصرف شد.


10- پول دزديد و با آن مو كاشت. دستگير شد و موهايش را تراشيدند.


11- مگس كش مهربان آنقدر سوراخ داشت تا مگسهاي زيرش بتوانند نفس بكشند.


12- عاشق، معشوق بزرگش را در دل تنگش جاي داد.


13- آدم و حوا دور بهشت را خط كشيدند تا اولين دايره توسط انسان ساخته شود.


14- گل نيلوفر خواست اداي كاكتوس را در آورد، خودش را دور سيم خاردار پيچاند.


15- محققي گرسنه شد. تابلو كتابخانه را كبابخانه خواند و تابلو چاپخانه را چايخانه.


16- گفتند: چرا گوشت زخم شده است؟ گفت: صداي گوشخراش شنيدم.


17- دچار دوگانگي شخصيت شد. راننده اتوبوس بليتش را دو تكه كرده بود.


18- فقير آنقدر گرسنه ماند كه
از زندگي سير شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 8:51  توسط مهدی محمدی  | 

مهدي محمدي
1- يك عمر زمين خواري كرده بود، اتفاقي نيفتاده بود. يك بار زمين خورد... و مرد.


2- اداره با كمبود كاغذ مواجه شد، كاغذ بازي كمتر شد و ارباب رجوع ها راضي تر شدند.


3- ارباب رجوع پرسيد: ساعت چند است؟ كارمند گفت: برو فردا بيا!


4- ليوان چاي داغ روي بدن رئيس ريخت. فردا روزنامه ها نوشتند: طرح خريد تضميني چاي منتفي شد.


5- زنداني بدون آن كه از زندان خارج شود، وارد آن دنيا شد.


6- به آينه مقعر نگريست. خود بزرگ بين شد.


7- در درس فيزيك خيلي ضعيف بود. به قدري كه حتي وقتي در آينه مقعر نگاه مي كرد، خودش را كوچك مي ديد.


8- در ميان تمام كاركنان روزنامه، تنها يك نفر بود كه همه همكاران با نوشته هايش موافق بودند. همان كه چك حقوق را مي نوشت.


9- سه نفر را پوست كند تا پول يك پالتو پوست را فراهم كرد.


10- سوتي كارگر، سوت كارخانه را به صدا درآورد.


11- مجسمه آزادي كشورشان را با استفاده از نيروي كار زندانيان ساختند.


12- حشرات علاقه مند به موسيقي، در تارعنكبوت افتادند.


13- ارتباطات الكترونيكي باعث مرگش شد. داخل پريز برق، سوزن فرو كرده بود.


14- دست روي پيشاني بچه هايش گذاشت. گفت: چه سرگرمي جالبي!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 15:34  توسط مهدی محمدی  | 

 

گلزدن برای من کاری ندارد اگر ۱۱ بازیکن حریف 

می گذاشتند حتما گل می زدم.(یک بازیکن شماره ۱۰)

از كجا مي توانيم بفهميم تيمي كه دارد بازي مي كند تيم كشورمان است؟

٭ مهدي محمدي
فرض مي كنيم تلويزيون منزل خراب است، تصوير ندارد و صداي آن گاه و بيگاه قطع مي شود، در ضمن اين تلويزيون طرفدار تيم مالديو است و هنگامي كه اسم بازيكنان يا مربي يا هر چيزي كه نشانگر نام تيمهاي حاضر در جام جهاني باشد، صدايش قطع مي شود. در ادامه اين فرضهاي محال، فرض مي كنيم كه ما به عنوان يار دوازدهم دست بردار تيم ملي نيستيم، خب با چنين تلويزيوني از كجا مي توانيم بفهميم تيمي كه دارد بازي مي كند تيم كشورمان است؟
ادامه مطلب را بخوانيد.
صداي تلويزيون:
1- اين تيم ده دقيقه اول چقدر قشنگ بازي كرد...( اين تيم حتماً تيم ماست)
2- حالا يك فرصت عالي وتوپي كه با فاصله زيادي ازبالاي دروازه تيم... (قطع صدا) به بيرون مي رود. (تيم شوت كننده ايران است)
3- حالا بازيكن بشدت از تعويض خودش ناراحته و با لگد...(بازيكن تيم ما را مي گويد)
4- دليلي نداشت اين بازيكن، اين خطارو انجام بده...(بازيكن تيم ماست)
5-... و توپي كه روي اشتباه واضح مدافعان، وارد دروازه مي شه.(دروازه، مال تيم ماست)
6 - باز هم به داور اعتراض مي كنه...(منظورش يكي از يازده بازيكن خودمان است)
7 - اين دقايق پاياني چقدر آشفته بازي مي كنن...(اين هم ماييم)
8- مربي سرش رو به نشانه تأسف تكون مي ده....(برانكو را مي گويد)
9- يك كار گروهي خوب...(ببخشيد... اشتباه شد، اين تيم ما نبود)
10- ضربه پاي بازيكن به جاي توپ به سر بازيكن تيم مقابل خورد و فكش را پايين آورد...(ضربه زننده، ما بوديم)
11- حالا تمام بازيكنان تيم... (قطع صدا) جز دروازه بان، جلوي دروازه حريف جمع شدن...(اين بازيكنان، بازيكنهاي تيم ما هستند)
12- هنوز توپ به پاي كاپيتان اين تيم نخورده...(نيازي هست توضيح بدهم؟)

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 8:43  توسط مهدی محمدی  | 

کاش کریمی توپتر بود.

کاش مربی توپ تر بود.

کاش شانس ما توپ بود.

ولی فقط توپ، توپ بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 9:56  توسط مهدی محمدی  | 

٭ مهدي محمدي
1- زن به مرد گفت: مي ميرم برات. مرد گفت: 20 ساله با هم زندگي مي كنيم، هنوز نفهميده اي كه من برات نيستم، غلامعلي ام.


2- وقتي بهش گفتند: پدرت مرد، گفت: حوصله ندارم پيراهن سياهمو اتو كنم.


3- بعضي ها خودشونو مي كشن تا ديرتر بميرن و بعضي خودكشي مي كنند.


4- وقتي مي خواستند ماهي را "سرخ" كنند، گفت: من "آبي" ام. سرآشپز گفت: نه پرسپوليس، نه استقلال، ابومسلم، ماهي دودي مي خوريم.


5- توي اداره از يكي پرسيدند: ساعت چنده؟ يارو گفت: توي اين اداره زياد فرقي نمي كنه.


6- توي جلسه هيچ كس با او موافق نبود. جز يك نفر از جنس مخالفش.

7- به يكي گفتند: تا حالا عاشق شده اي؟ گفت: مي بخشين حواسم نبود، مي شه دوباره بگين چي گفتين.


8- قاضي: چه پرونده كثيفي داري!
متهم: تقصير آبدارچي است كه رويش چاي ريخت.


9- پادشاه را گروگان گرفت. چاقو را زير گردنش گذاشت و فرياد زد: اگر جلو بياييد مي كشمش. همه وزيران جلو دويدند.


10- حتي مردي كه تمام عمر ذره اي خاك روي لباسش ننشسته بود، زير خاك دفن شد.


11- وزير خارجه كشور اولي آن قدر در امور داخلي كشور دومي دخالت كرد تا سرانجام رئيس جمهور كشور دومي او را به عنوان وزير امور داخلي كشورش تعيين كرد.


12- معلم زنبور كوچولو پرسيد: سال چند ماه دارد؟ نام ببر!
زنبور كوچولو گفت: 12 ماه. ماه عسل، ماه عسل، ماه عسل...


13- آشپز دربار به دليل شورش دستگير شد. پرسيد: من كي شورش كردم؟ جواب شنيد: وقتي غذاي ديشب پادشاه را پختي!


14- پليس با همه تلاش خود دزد را نگرفت، اما برق بسادگي او را گرفت.


15- يتيم در مرگ مادرش، پيراهنش را جر نداد. چون همين يك پيراهن را داشت.

 
16- عاشق شد، حواسش پرت شد. خيلي چيزها را فراموش كرد. حتي معشوقش را.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 9:13  توسط مهدی محمدی  |