تبليغاتX
پارازیت+مهدی محمدی
طنز اجتماعی سیاسی کاریکلماتور-فیلتر شکن- لینکهای مهم خبری وتحقیقاتی
نويسنده:مهدي محمدي خبرگزاري فارس: يك مقام مسوول گفت: قيمت گوشت در ماه رمضان افزايش نمي يابد. يكروز بعد: مردم:گوشت خيلي گران شده است. يك مقام مسوول:آمارها افزايش قيمت گوشت را تكذيب مي كند. مردم:اما قصابها تصديق ميكنند. يك مقام مسول ديگر:افزايش قيمت گوشت ناچيز است. آخرين نسخه ويرايش شده فرهنگ لغت دهخدا: ناچيز يعني دو سه هزار تومان. مصوبه فرهنگستان زبان و ادت فارسي: زين پس به جاي واژه نا مانوس سرسام آور بگوييم ناچيز و اينگونه فارسي را زاپاس بداريم. چند روز بعد: يك روزنامه وزين:قيمت گوشت دو برابر طلا. آگهي يك روزنامه:با شركت در مسابقه ما و فرستادن 200000 تومان وجه نقد شما هم يكي از برندگان قرعه كشي مخصوص 123 گرم گوشت شويد. صحفه حوادث يك هفته نامه زرد: جزييات سرقت 13 گرم گوشت از يك قصابي. تيترصحفه اول گاردين: بلر و بوش مي گويندبحث گراني گوشت در ايران يك بحث به منظور انحراف اذهان عمومي از مساله هسته اي اين كشور است. دوباره همان مقام مسوول:گراني گوشت ساخته پرداخته ذهن خبرنگاران است. گوشت گران نشده است. مردم: اي بابا،مگه اين چيز قرمزي كه از قلاب قصابي ها آويزان است و مردم و قصابها به گوشت ميگويند گوشت نيست كه شما هي ميگوييدگوشت گران نشده است. داخل اتوبوس شركت واحد،قسمت خانمها: - اوا خواهر ،شنيدي كه اخترخانوم اينا،واسه دخترشون 300 گرم گوشت مهريه تعيين كردند، خانواده داماد هم قبول كردند. _ آره خواهر، دارندگيه وبرازندگي ديگه! خبرخوش وزارت بازرگاني: آينده يك محموله گوشت حاوي 20 كيلو گوشت وارد ايران مي شود. اين محموله در صندوق عقب يك پيكان حمل خواهد شد. دو ساعت بعد: اشرار مسلح پيكان حاوي گوشت را ربودند. اخبار علمي ،فرهنگي ،هنري،ادبي الي آخر: دانشمندان مي گويند گوشت براي فقرا به ميزان 78 درصد (كخ) است. اخبار بيست وسي: دانشمندان پول گرفته بودند.گوشت يك درصد هم كخ نيست. چند هفته بعد: يك مقام مسوول(همون قبلي كه به شدت در خارج از باغ به سر مي برد): ديديد گوشت گران نشد.من اين موفقيت را به همه مردم تبريك ميگويم. يك سال بعد :يك مقام مسول گفت: قيمت گوشت در ماه رمضان افزايش نمي يابد.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 10:59  توسط مهدی محمدی  | 

 

مهدي محمدي
1- هيچ كس به خوبي آيينه اداي آدم را در نمي آورد.
2- گردباد، بادنما را گيج و سردرگم كرد.
3- پروانه دور و بر گلها نمي پلكيد، مي گفت: به گرده گلها و گياهان آلرژي دارم.
4- هر سلامي، سلامتي مي آورد، جز سلام ملك الموت.
5- بعضي ها در بيابان بي آب و علف هم دسته گل به آب مي دهند.
6- عقربه هاي ساعت، زمان را به جلو هل مي دهند.
7- فرمانده از سربازي كه مي خواست بدون چتر بپرد سراغ چترش را گرفت. سرباز گفت: هوا خوب بود، برنداشتم.
8- گيوتين، سر به سر آدمها نمي گذارد.
9- پاي رهگذران، قولنج برگهاي پاييزي را مي شكند.
10- ماهي مهربان وصيت كرد: اگر بعد از مرگم، در كنسروم برآمده بود، احتياط كنيد.
11- باران نمي گذارد كسي سر به هوا باشد.
12- وقتي در خودم غرق شدم، فهميدم شناگر ماهري نيستم.
13- مترسك، دلقك كلاغهاست.
14- آن قدر كله گنده بود كه هيچ كلاهي سرش نمي رفت.
15- سر و كار پليس با تابلوست، يا تابلو نصب مي كند يا آدم تابلوها را جمع مي كند.
16- تنظيم تاكتيكها بدون توجه به تيك تاكها بي فايده است.
17- قرص خواب خوردم پايم خواب رفت.
18- آدمي كه «سر» باشد بي كله رانندگي نمي كند.
19- شكم سياهپوست قار و قور مي كرد. كلاغ گفت: نه قيافه اش مثل كلاغهاست، نه قار قارش.
20- هر چه روزنه كف كشتي بازتر مي شد، روزنه اميد مسافران بسته تر مي شد.


 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 9:33  توسط مهدی محمدی  |