تبليغاتX
پارازیت+مهدی محمدی - پارازیتی دیگر
طنز اجتماعی سیاسی کاریکلماتور-فیلتر شکن- لینکهای مهم خبری وتحقیقاتی
 

مهدي محمدي
1- هيچ كس به خوبي آيينه اداي آدم را در نمي آورد.
2- گردباد، بادنما را گيج و سردرگم كرد.
3- پروانه دور و بر گلها نمي پلكيد، مي گفت: به گرده گلها و گياهان آلرژي دارم.
4- هر سلامي، سلامتي مي آورد، جز سلام ملك الموت.
5- بعضي ها در بيابان بي آب و علف هم دسته گل به آب مي دهند.
6- عقربه هاي ساعت، زمان را به جلو هل مي دهند.
7- فرمانده از سربازي كه مي خواست بدون چتر بپرد سراغ چترش را گرفت. سرباز گفت: هوا خوب بود، برنداشتم.
8- گيوتين، سر به سر آدمها نمي گذارد.
9- پاي رهگذران، قولنج برگهاي پاييزي را مي شكند.
10- ماهي مهربان وصيت كرد: اگر بعد از مرگم، در كنسروم برآمده بود، احتياط كنيد.
11- باران نمي گذارد كسي سر به هوا باشد.
12- وقتي در خودم غرق شدم، فهميدم شناگر ماهري نيستم.
13- مترسك، دلقك كلاغهاست.
14- آن قدر كله گنده بود كه هيچ كلاهي سرش نمي رفت.
15- سر و كار پليس با تابلوست، يا تابلو نصب مي كند يا آدم تابلوها را جمع مي كند.
16- تنظيم تاكتيكها بدون توجه به تيك تاكها بي فايده است.
17- قرص خواب خوردم پايم خواب رفت.
18- آدمي كه «سر» باشد بي كله رانندگي نمي كند.
19- شكم سياهپوست قار و قور مي كرد. كلاغ گفت: نه قيافه اش مثل كلاغهاست، نه قار قارش.
20- هر چه روزنه كف كشتي بازتر مي شد، روزنه اميد مسافران بسته تر مي شد.


 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 9:33  توسط مهدی محمدی  |